دل خون شد از امید و نشد یار یار من ای وای بر من و دل امیدوار من ای سیل اشک خاک وجودم به باد ده تا بر دل کسی ننشیند غبار من از جور روزگار چه گویم ؟ که در فراق هم روز من سیه شد و هم روزگار من
نوشته شده توسط ﺑﺎﻧﻮ در |
برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03